عشق پاییزی من
گاهی گمان نمیکنی و میشود ! یه چیزی را می دانید ؟ وقتی یه عاشق دلش بشکنه با هیچ چسبی حتی از نوع اتمی این دل دیگه دل نمی شه و امان از زمانی که این دل می شکنه هیچ شادی ای بیش از چند لحظه دوام نمیاره و باز اون غم همیشگی يه روز دل تصميم مي گيره سنگ شه تا ديگه عاشق نشه... کوچک که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم کاش دلهامون به بزرگی بچگی بود
کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را از نگاهش می توان خواند کاش برای حرف زدن نیازی به صحبت کردن نداشتیم کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود کاش قلبها در چهره بود دنیا را ببین... بچه بودیم از آسمان باران می آمد بچه بودیم همه چشمای خیسمون رو میدیدن بچه بودیم راحت دلمون نمی شکست بچه که بودیم بزرگترین آرزومون داشتن کوچکترین چیز بود بچه که بودیم آرزومون بزرگ شدن بود بچه بودیم درد دل ها را به هزار ناله می گفتیم همه می فهمیدند بچه بودیم دوستیامون تا نداشت برام دعا کنین دارم دیوانه میشم. خدایا کمکم کن. چقدر قشنگ بود این جمله از وقتی شنیدم مدام دارم تکرارش میکنم نمی دونم چرا؟ یک پایان تلخُ بهتر از یک تلخی بی پایان است. من می نویسم حتی اگه هیچ کس حرفام رو نخونه و حتی هیچ کس نظر هم نده من می نویسم چون دلم خیلی گرفته........................ زندگی خیلی قشنگه اگه عشقی باشه در كار خیلی سخته كه بدونی دل عشقت جای دیگست
دکتر شریعتی چه عاشقانه گفت.من تو رادوست میدارم وتو دیگری را ودیگری دیگری را و این طور است که ما تنهاییم زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند... ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با تو برابر... مي تواند تنها يك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستي .... براي ازدواجش ــ در هر سني ـ اجازه ولي لازم است و تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار ميتواني ازدواج كني ... در محبسي به نام بكارت زنداني است و تو ... او كتك مي خورد و تو محاكمه نمي شوي ... او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني... او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد ... او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني ... او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر ..... 
گاهی نمیشود که نمیشود!!
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است!
گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود!
دلم بدجوری شکسته ، دلم می خواد یکی را پیدا کنم و سرم را بگذارم روی شانه اش و های های گریه کنم اما زمانه بهم فهمانده که به هیچ دوستی نباید اطمینان کرد .
ميره و سنگ مي شه و ميره قاطي سنگ ها...
اما اونجاهم عاشق يه سنگي ميشه....
اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد
و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم
سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست
سکوتی را که یک نفر بفهمد
بهتر از هزار فریادی است که هیچ کس نفهمد
سکوتی که سرشار از ناگفته هاست
ناگفته هایی که گفتنش یک درد و نگفتنش هزاران درد دارد 
بزرگ شده ایم از چشمهایمان می آید!
بزرگ شدیم هیچکی نمیبینه
بچه بودیم تو جمع گریه می کردیم
بزرگ شدیم تو خلوت
بزرگ شدیم خیلی آسون دلمون می شکنه
بچه بودیم همه رو ۱۰ تا دوست داشتیم
بزرگ که شدیم بعضی ها رو هیچی
بعضی هارو کم و بعضی ها رو بی نهایت دوست داریم
بچه که بودیم قضاوت نمی کردیم و همه یکسان بودن
بزرگ که شدیم قضاوتهای درست و غلط باعث شد که اندازه دوست داشتنمون تغییر کنه
کاش هنوزم همه رو به اندازه همون بچگی ۱۰ تا دوست داشتیم
بچه که بودیم اگه با کسی دعوا میکردیم ۱ ساعت بعد از یادمون میرفت
بزرگ که شدیم گاهی دعواهامون سالها تو یادمون مونده و آشتی نمی کنیم
بچه که بودیم گاهی با یه تیکه نخ سرگرم می شدیم
بزرگ که شدیم حتی ۱۰۰ تا کلاف نخم سرگرممون نمیکنه
بزرگ که شدیم کوچکترین آرزومون داشتن بزرگترین چیزه
بزرگ که شدیم حسرت برگشتن به بچگی رو داریم
بچه که بودیم تو بازیهامون همش ادای بزرگ ترها رو در می آوردیم
بزرگ که شدیم همش تو خیالمون بر میگردیم به بچگی
بزرگ شده ایم درد دل را به صد زبان به کسی می گوییم... هیچ کس نمی فهمد
بزرگ که شدیم همه دوستیامون تا داره
بچه که بودیم بچه بودیم
بزرگ که شدیم بزرگ که نشدیم هیچ دیگه همون بچه هم نیستیم 

تمام آرزوى ما ، همین به هم رسیدنه
دوباره تو سکوت من ، صداى خنده ساز شد
شنیدن صداى تو ، براى من نیاز شد
دوباره با نگاه من ، نگاه تو یکى شده
دوباره از تو مردنم ، شبیه زندگى شده
به هر درى که می زنى ، دوباره مقصدت منم
دوباره می رسم به تو ، به هر درى که می زنم
دنیامی ، می دونى ، تو قلبم می مونى
دریاى آتیشى ، رویاى بارونى
دستامو می گیرى ، دنیامو مى بازم
دست هاتو می گیرم ، رویامو مى سازم
دنیامی ، می دونى ، تو قلبم می مونى
دریاى آتیشى ، رویاى بارونى
دستامو می گیرى ، دنیامو مى بازم
دست هاتو می گیرم ، رویامو مى سازم
منو به عطر یک نفس ، تو اوج بوسه خاک کن
براى این یکى شدن ، رو قلب من حساب کن
به اوج قصه می رسم ، اگه تو باورم کنى
کنار من نفس بکش ، که مبتلاترم کنى
دنیامی ، می دونى ، تو قلبم می مونى
دریاى آتیشى ، رویاى بارونى
دستامو می گیرى ، دنیامو مى بازم
دست هاتو می گیرم ، رویامو مى سازم
دنیامی ، می دونى ، تو قلبم می مونى
دریاى آتیشى ، رویاى بارونى
دستامو می گیرى ، دنیامو مى بازم
دست هاتو می گیرم ، رویامو مى سازم

رو این حالی که من دارم ، چرا چشماتو می بندی
بذار این آخرین روز رو تمام باورت باشم
بذار فردا تو این خونه ، تو آغوش تو پیدا شم
نمی دونی کنار تو چه حالی داره بیداری
بذار باور کنم امشب ، تو هم حال منو داری
نمی دونی کنار تو چه حالی داره بیداری
بذار باور کنم امشب ، تو هم حال منو داری
نمی دونی چه آشوبم از این آرامش خونه
از این رویای شیرینی که می دونم نمی مونه
چه قدر این حس من خوبه ، همین که از تو می میرم
همین که هر نفس امشب ، هوامو از تو می گیریم
نمی دونی کنار تو چه حالی داره بیداری
بذار باور کنم امشب ، تو هم حال منو داری
نمی دونی کنار تو چه حالی داره بیداری
بذار باور کنم امشب ، تو هم حال منو داری
نمی دونی چه آشوبم از این آرامش خونه
از این رویای شیرینی که می دونم نمی مونه
چه قدر این حس من خوبه ، همین که از تو می میرم
همین که هر نفس امشب ، هوامو از تو می گیریم
نمی دونی کنار تو چه حالی داره بیداری
بذار باور کنم امشب ، تو هم حال منو داری
نمی دونی کنار تو چه حالی داره بیداری
بذار باور کنم امشب ، تو هم حال منو داری


اگه كه لیلی بمونه واسه مجنون تا صبح بیدار
زندگی خیلی قشنگه اگه مثل ماه بتابیم
اگه مثل یك قناری اواز زیبا بخوانیم
زندگی خیلی قشنگه اگه مثل اینه باشیم
اگه مثل اب دریا پاك و بی دغدغه باشیم
زندگی خیلی قشنگه اگه یك پروانه باشیم
اگه قدر هم بدونیم واسه عشقمون فدا شیم
خیلی سخته كه بخونی از چشاش دلواپس كسی دیگست
خیلی سخته كه شبا به یاد حرفاش نخوابی
صبح بلندشی وببینی كه یه نامه مونده باقی
نامه ای پر از خیانت كه نداره توش صداقت
نامه ای كه مهر باطل بزنه روی خیالت
یكدفعه خراب بشه اون ارزوهای قشنگ
بمونی یكه و تنها توی اون لحظه سخت 

| Design By : Pars Skin |

